خرید بک لینک

درباره سایت

خسته از عاشقی

آخرین مطالب

امکانات وب

تو نیستی و از یاد برده ای که کسی این دورها بی تو می شکند 

تو پروازت بهانه بود ، از آغاز پریدنی بودی !!!

نمی دانم با این دل ِدیوانه چه کنم؟

نمی دانم شاید به سخن آید از این همه در بدر بودن ، چشم براه بودن

شبهای بی قراری ،  نامه های عاشقانه

یادگاری تو همین قاب عکس خالی بدون عکس توست و...

 این شب نوشته های خط خطی .... 

از آن روزها تنها همین مانده ، غروب جمعه سراسر زرد ، مات ِ مات !!

ازآن روزها تصویر شکسته یک مرد لابلای آینه ها تکرار می شود ...

همچنان تو آن دورهایی و تنها مونسم این کلمات ِ گیجند ، این واژه های دربدر، دقیقه های مضطرب

بگذریم ، جمعه که می آید و به غروب می رسد  عنان ِ این کلمات دست من نیست ..

می آیند و مهمانی می دهند و بسوی تو واژه می شوند و می شوند این دوسه خط...

به دل نگیر عسلم ، من از این روزها عبور خواهم کرد ....

چه آرزوی خیس محالی!!

 

برچسب: نویسنده: آرشان بختیاری تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 11:55

صفحه بندی